کاراهانتپه یکی از کهنترین محوطههای نوسنگی جهان است که قدمت آن به حدود ۹۲۰۰ سال پیش میرسد. اخیراً در کاراهانتپه کشفی بسیار جالب صورت گرفته است: یک ظرف سنگی تزئینشده که درون ظرفی بزرگتر قرار داشت و سه پیکرهی کوچک جانوری (روباه، کرکس و گراز) در آن جای گرفته بودند.
مجله اینترنتی باستان شناس : این پیکرهها بهطور عمدی بر روی صفحهای چیده شدهاند، به شکلی که نشاندهندهی یک صحنهی از پیش طراحیشده با قصد روایی است. این کشف، نخستین داستان روایتشده در سه بُعد را به نمایش میگذارد. نشریهی TheCollector با پروفسور نِجمی کارول گفتوگو کرده تا دربارهی این کشف تازه بیشتر بداند و همچنین بررسی کند که زندگی در محوطهی نوسنگی کاراهانتپه چند هزار سال پیش چگونه بوده است.
نِجمی کارول، رئیسِ گروه باستانشناسی پیشاتاریخ در دانشگاه استانبول و مدیرِ کاوشهای جاری در مجموعهی «تاشتپهلر» (که محوطههایی چون کاراهانتپه و گوبکلیتپه را دربر میگیرد) است.
آنچه در این مقاله می خوانید
- نخستین داستانگویی سهبعدی جهان
- اسطورههای فراموششده؛ راز انسجام یک جامعه
- شکارچی-گردآورندگانی که یکجانشین شدند؟
- چالشهای کاوش یک محوطهٔ نوسنگی
نخستین داستانگویی سهبعدی جهان

کاراهانتپه یک سکونتگاه پیشاتاریخی در منطقهٔ «تاشتپهلر» در ترکیه است؛ همان منطقهای که گوبکلیتپه نیز در آن کشف شد. این سکونتگاه از چهار بنای عمومی ساختهشده در کنار یکدیگر تشکیل شده و پیرامون آن خانههای مسکونی قرار دارند. یکی از این بناهای عمومیِ دایرهایشکل، که قدمت آن میان ۹۲۰۰ تا ۸۸۰۰ سال پیش برآورد میشود، دارای نیمکتها و دو اجاق بزرگ برای آمادهسازی غذا در زمانهای خاص بوده است. سنگهای ایستادهٔ کوچک، بخشی از فضای یک نیمکت را جدا میکردند. در همین بستر، در پرشدگی نیمکت با خاک قرمز استریل، تیم کاوش به کشفی منحصربهفرد دست یافت. زیر این پرشدگی، بشقابها و ظروف سنگی با تزئینات هندسی و جانوری (غزال، روباه، گوسفند وحشی) همراه با پیکرههای انسانی/جانوری و استخوانهای حیوانی کشف شد. درون یک ظرف بزرگ، پژوهشگران ظرفی کوچکتر یافتند که شامل سه حلقهٔ سنگی و سه پیکرهٔ جانوری به ارتفاع حدود ۴ سانتیمتر بود. سرهای این حیوانات درون حلقههای سنگی جای میگرفت. ظرف کوچک بر روی یک بشقاب قرار داده شده و درون ظرف بزرگتر جای گرفته بود.

اما چه چیزی این پیکرههای جانوری خاص را منحصربهفرد میسازد؟ افزون بر این، در کاراهانتپه نقشبرجستههای جانوری متعددی بر روی ستونهای T-شکل و سکوها دیده میشود، و همچنین نمونههای بسیاری از نقوش پیشاتاریخی با موضوع حیوانات وجود دارد. نِجمی کارول توضیح میدهد:
«تمامی این نمونهها [نقاشیهای غار، ستونها و نیمکتها] دوبُعدی هستند. برای نخستین بار، ما با نمونهای از روایت سهبُعدی روبهرو شدهایم. آنها پیکرهها را درون حلقهها قرار دادند و سپس آنها را داخل یک ظرف گذاشتند؛ ظرفی که بر روی یکی از بشقابها و درون ظرفی بزرگتر جای گرفته بود. این بدان معناست که چیدمان آنها سازمانیافته بوده است، نه یک اتفاق تصادفی.
آنها همچنین حیوانات خاصی را انتخاب کردند: روباه، کرکس و گراز؛ حیواناتی که معمولاً بر روی ستونها نیز دیده میشوند. این امر یافتهها را از هر آنچه تاکنون کشف کردهایم متمایز میسازد. بنابراین میتوانم این را نخستین روایت سهبُعدی بنامم. و در همین بستر، ما همچنین استخوانهای کرکس، پلنگ و روباه را همراه با پوستشان یافتهایم. شاید استخوانهای دیگری نیز وجود داشته باشد. دیرینهجانورشناس ما همچنان بر روی این استخوانها کار میکند.»
از سراسر وب

نکته: ستونهای T-شکل در کاراهانتپه و گوبکلیتپه به دلیل شکل منحصربهفرد «T» نامگذاری شدهاند. بنا بر گفتهٔ پروفسور کارول، این ستونها کارکردی سازهای داشتهاند و بهعنوان ستونهایی برای نگهداشتن سقفها عمل میکردهاند. با این حال، آنها ویژگیهای انسانوار نیز دارند که نشان میدهد بهطور نمادین بدن انسان را بازنمایی میکردهاند. افزون بر این، سطح ستونها همچون سطحی روایی عمل میکرده است؛ «تختهسیاه»هایی پر از نقشبرجستههای جانوران، انسانها و نقشمایههای هندسی که ساکنان هنگام نشستن درون بنا میتوانستند آنها را ببینند.
اسطورههای فراموششده؛ راز انسجام یک جامعه

اما اگر این یک داستان روایتشده در سه بُعد باشد، پس موضوع داستان چیست؟ در کاراهانتپه و همچنین در گوبکلیتپه، حیوانات و انسانها بر روی سنگهای تراشیده و ستونها به تصویر کشیده شدهاند. پروفسور کارول بر این باور است که این تصاویر بازنمایی یک اسطورهشناسی هستند که امروزه از دست رفته، اما برای مردمانی که محوطههای «تاشتپهلر» را ساختهاند قابل درک بوده است.
«ما مطمئن هستیم که حیوانات برای جوامع مختلف معانی متفاوتی دارند. حیواناتی که در کاراهانتپه به تصویر کشیده شدهاند، بیتردید برای مردمانی که آنها را خلق کردهاند معنایی داشتهاند؛ در غیر این صورت، هیچ دلیلی برای نقشکردنشان بر ستونها وجود نداشت. برخی ستونها صحنههایی متشکل از حیوانات و نقشمایههای هندسی را نشان میدهند. برخی حتی دارای پیکرههای انسانی هستند. برای نمونه، یکی از ستونهای گوبکلیتپه مردی بیسر را همراه با دو درنای نقششده و دیگر نقشمایههای هندسی نشان میدهد. این شاید اشارهای به داستانهای اسطورهای باشد که جوامعی که این مکانها را ساختهاند میخواستند به یاد بسپارند. اگر اینها واقعاً داستانهای اسطورهای بودهاند، مردمانی که وارد بنا میشدند آنها را میشناختند. این بدان معناست که قصهگویانی وجود داشتهاند که داستانها را تفسیر میکردند و زنده نگاه میداشتند، در کنار هنرمندانی که پیکرهها را بر ستونها میتراشیدند.
از سراسر وب
شکارچی-گردآورندگانی که یکجانشین شدند؟

در نخستین فازهای «تاشتپهلر»، هیچ شواهدی از گیاهان یا حیوانات اهلی وجود ندارد: مردم همچنان شکارچی-گردآورنده بودند، اما یکجانشین. این امر برخلاف دیدگاه سنتی است که بر این باور بود کشاورزی به زندگی کوچنشینی پایان داد. امروزه باستانشناسان میدانند که اصطلاح «انقلاب کشاورزی» یا «انقلاب نوسنگی» باید با احتیاط به کار رود. سکونتگاههایی مانند کاراهانتپه نشان میدهند که گروههای شکارچی-گردآورنده زندگی کوچنشینی را رها کردند تا در جوامع یکجانشین گرد هم آیند. همانگونه که پروفسور کارول میگوید: «آنها هنوز شکارچی-گردآورنده بودند، اما زندگی یکجانشینی را ترجیح دادند.»
اما چگونه میتوانست یک جمعیت بزرگِ یکجانشین بدون کشاورزی دوام بیاورد؟ پاسخ در صدها تلهٔ شکار نهفته است که پیرامون کاراهانتپه کشف شدهاند. پروفسور کارول میگوید: «این احتمالاً بدان معناست که آنها راهبردها و فنونی برای کنترل گلههای حیوانات با استفاده از این تلهها داشتهاند.» به این ترتیب، دیگر نیازی نداشتند برای تأمین غذای خود مدام جابهجا شوند.
با یکجانشین شدن، شکارچی-گردآورندگان کاراهانتپه رابطهای تازه با محیط پیرامون خود برقرار کردند.
«برخی حیوانات برای اهلیسازی مناسب بودند و برخی نه. پس از ۱۵۰۰ سال، ما در همین سکونتگاهها نشانههایی از کشت و اهلیسازی مشاهده میکنیم. بنابراین میتوان گفت که زمانی که آنها یکجانشین شدند، همچنان شکارچی-گردآورنده بودند. اما در پایان نوسنگی اولیه، آنها به معنای واقعی کلمه روستایی شدند؛ گیاهان و حیوانات را اهلی کرده بودند.»
چالشهای کاوش یک محوطهٔ نوسنگی

«کاوش ها اینجا دستکم ۵۰، شاید ۱۰۰ سال ادامه خواهد داشت. من زمان کمتری دارم.» پروفسور کارول در حالی این سخن را میگوید که دربارهٔ کاوشها در استان جنوبی شانلیاورفای ترکیه صحبت میکند. همچنین، علاقهٔ قابل توجهی از سوی مؤسسات خارج از ترکیه وجود دارد. در مجموع، ۳۶ مؤسسهٔ دانشگاهی از سراسر جهان، به درجات مختلف، در پژوهشهای انجامشده در مجموعهٔ تاشتپهلر مشارکت داشتهاند.
«ما بهخاطر پرسشی مشخص گرد هم آمدیم؛ بهخاطر ارادهٔ فهمِ زندگی یکجانشینیِ اولیه، اهلیسازی و کشاورزیِ نخستین. امروزه همه همچنان سنت یکجانشینی را ادامه میدهند؛ سنتی که با نوسنگی آغاز شد. به همین دلیل است که این دوران تا این اندازه مهم برای مطالعه است.»
حدود ۲۲۰ نفر از (باستانشناسان، متخصصان، دانشجویان و کارگران) در حدود ۱۰ محوطهٔ «تاشتپهلر» مشغول به کار هستند. این امر آن را به یکی از بزرگترین پروژههای باستانشناسی از نوع خود تبدیل کرده است. با این حال، شرایط عملیاتی چندان مطلوب نیست. با دمای تابستانی که از ۵۰ درجهٔ سانتیگراد (۱۲۲ درجهٔ فارنهایت) فراتر میرود، تیم باید از ساعت ۴ صبح در محل حاضر باشد.

تاشتپهلر چیزی فراتر از مجموع کاوشهای باستانشناسی است که در محوطههای آن در جریان است. بنا بر گفتهٔ پروفسور کارول، این یک پروژهٔ چندبُعدی است که بر چهار ستون اصلی استوار است:
باستانشناسی: بررسی و کاوش در سراسر منطقه.
محیطزیست: بهرهگیری از دیرینهجغرافیا و بومشناسی مدرن برای درک چشماندازها در گذشته و امروز.
مدیریت میراث: گوبکلیتپه نزدیک به یک میلیون بازدیدکننده داشته است. حجم بازدیدکنندگان قابل توجه است و نیازمند برنامهریزی دقیق، زیرا سایر محوطهها نیز بهتدریج برای عموم گشوده خواهند شد.
قومنگاری: مستندسازی روستاهای محلی، ابزارها و شیوههای غذایی که نهتنها میتواند به تفسیر پیشاتاریخی کمک کند، بلکه فرصتی برای ثبت سنتهای زنده نیز فراهم میآورد.

آنتونیس خالیاکوپولوس دانشجوی دکتری باستانشناسی کلاسیک، کارشناسی ارشد مطالعات موزه
آنتونیس یک باستانشناس است با علاقهای ویژه به موزهها و میراث فرهنگی و توجهی جدی به زیباییشناسی و دریافت هنر کلاسیک. او دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشتهٔ مطالعات موزه از دانشگاه گلاسگو و کارشناسی تاریخ و باستانشناسی از دانشگاه آتن (NKUA) است و در حال حاضر بر روی رسالهٔ دکتری خود کار میکند.




